شمس الدين محمد بن محمود آملي
368
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
متكون شوند الا آنكه در سطح زمين بواسطه قبول تشكلات اسباب خارجى تضاريس بسيار از جبال و وهاد بديد آيد اما آن قادح كرويت او نيست چه به نسبت با كرهء زمين به مثابه خشونتى است كه در ظاهر اگر صغار پديد آيد . بعد از او كره آبست اما او تام الاستداره نيست بلكه از سطح او بعض از زمين بيرون آمده تا مسكن حيوانات و منشأ نباتات گردد . چه اگر آب بر او از جميع جوانب محيط شدى اينمعنى صورت نبستى . و بعد ازو كره هواست و سطح مقعر او نيز بواسطه تضاريس آنچه دروست از آب و زمين مضر نيست و او سه طبقه است : طبقه اول هواى كثيف كه مجاور آب و زمين است . دويم طبقه زمهرير كه منشأ رعد و برق و صواعقست و برودت او بواسطه اختلاط اوست باجزاى بخارى مائى و انقطاع انعكاس اضواء . سيم طبقه هواى غالب كه بواسطه ممازجت ادخنه شهب در او حادث شود . و بعد ازو كره آتش است و سطح محدب و مقعر او پيش اكثر بر استداره باقيست و پيش بعضى دو طبقه است طبقه ممازج هواى حار كه ادخنه مرتفعه از آنجا در اسفل متلاشى شود و كواكب ذوات اذناب و اشباه آن در آنجا متكون شوند . و طبقه نار صرف و بعد ازو فلك قمر و بعد ازو فلك عطارد و بعد ازو فلك شمس و بعد ازو فلك مريخ و بعد ازو فلك مشترى و بعد ازو فلك زحل و بعد ازو فلك ثوابت و بعد ازو فلك اعظم كه آن را فلك الافلاك خوانند و فلك اطلس نيز گويند و بر اينمجموع اسم عالم اطلاق كنند و ما تحت فلك قمر را عالم سفلى و عالم كون و فساد خوانند و افلاك را عالم علوى و صورت عالم اين است .